با غَمِ دوری ِ او خو کرده ام؟
دستِ خود را پیشِ او رو کرده ام
رفته از شهرم نمی دانم چرا؟
کوچه ها را هی تَکاپو کرده ام
گر چه می دانم نمی آید ولی
خانه ام را آب و جارو کرده ام
هرچه خاموشم ولی در خلوتم
گفتگوها با خودِ او کرده ام
مانده از او شیشه یِ عطری به جا
گر چه خالی بارها بو کرده ام
می فریبم خویش را با این کلام
با غَمِ دوری ِ او خو کرده ام
شماره ثبت: ۱۴۰۴۰۳۲۱-۰۲
ثبت در موسسه فرهنگی هنری فصل سپید زمستان.